نشريه

آثار - منابع

عضويت

ارتباط با ما

جستجو

  • اميرالمومنين(عليه السلام): «فضيلت وبرتري عمل به اخلاصي است که در آن است.»
  • اميرالمومنين(عليه السلام): «مومن سه نشانه دارد : راستي ،يقين و آرزوي کوتاه »
  • اميرالمومنين(عليه السلام): «هر کس که سخن خدا را راهنماي خود بگيرد ، به استوارترين راه ها هدايت مي شود نهج البلاغه خطبه 147»
  • اميرالمومنين(عليه السلام): « اگر خلوص داشته باشي به رستگاري مي رسي.»
  • اميرالمومنين(عليه السلام): « هر چيزي نيازمند عقل است و عقل نياز به ادب دارد.»

نشست علمي تحليل جامعه شناختي از آخرين وضعيت کشور

نشست علمي: تحليل جامعه شناختي از آخرين وضعيت کشور 14 تيرماه 97 در انجمنهاي علمي حوزه برگزار گرديد.


هفته گذشته در سالن همايش‌هاي دبيرخانه انجمن‌هاي علمي حوزه علميه نشستي با عنوان «تحليل جامعه‌شناختي از آخرين وضعيت کشور با تاکيد بر وقايع اخير» از طرف انجمن علمي مطالعات اجتماعي حوزه برگزار شد. در اين نشست دکتر ابراهيم فياض، دکتر حميد پارسانيا، دکتر تقي آزاد ارمکي و دکتر عماد افروغ، از اساتيد صاحب‌نظر در حوزه جامعه‌شناسي بحثي انتقادي درباره مسائل کشور و انقلاب ارائه دادند.

3623_resize.JPG

در ابتداي نشست، دکتر فياض بحث خود را تحت‌عنوان «فروپاشي پارادايمي در انقلاب اسلامي» صورت‌بندي کرد و اين‌طور توضيح داد: در انقلاب ما، تاکنون سه نوع پارادايم انگليسي، اروپايي و آمريکايي در رأس کار حضور داشته‌اند اما الان پارادايم جديدي درحال ظهور است. اين پارادايم، ايراني است و نماد آن جوانان انقلابي و مؤمن هستند، اما نمايندگان تفکرات پاردايمي انگليسي، اروپايي و آمريکايي به هيچ‌وجه حاضر نمي‌شوند و اجازه نمي‌دهند اين تفکر روي کار بيايد. در سال 88 انقلاب انگليسي‌ها عليه پارادايم آمريکايي‌ها در کشور شکل گرفت و امروز شاهد فروپاشي هر دو پارادايم هستيم. دوران امروز از دوران زمان جنگ سخت‌تر و دشوارتر نيست، در اين پارادايم جديد ساختار توليدي در صنعت خواهيم داشت و محکم‌تر از قبل پيش خواهيم رفت.
او با انتقادي‌تر کردن لحن خود گفت: طي دهه گذشته و اقداماتي که صورت گرفته بود مساله واضحي بود که روزي دچار چنين بحراني در متن کشور خواهيم شد. من از اين وضعيت اصلاً نااميد نيستم و به نوعي خوشحالم چرا که واضح بود. پارادايم جديدي که شکل خواهد گرفت بر پايه فکر، تعقل، علوم اجتماعي و جامعه شناسي جلو خواهد آمد. امروز اقدامات ترامپِ احمق کمک بزرگي به حرکت رو‌ به جلوي اين پارادايم در ايران کرده است. اگر امروز گاهي دچار يأس و نااميدي هستيم بابت اين است که تصويري از آينده نداريم و هر چه داريم تاريخ گذشته‌مان است. امروز دچار نوعي وهم هستيم که ترس را به‌دنبال خود دارد. امروز ما با جهل تاريخي مواجه هستيم، تاريخ را درست نخوانده‌ايم و به خوبي نمي‌توانيم تحليل کنيم. امروز تاريخ حوزه بايد از درون حوزه و متون حوزه تهيه شود. وقتي چنين اتفاقي افتاد روحانيت جايگاه خود را در مي‌يابد. متاسفانه ما در همين قم دچار اشرافي‌گري شده‌ايم و آقايان به کاخ‌سازي روي آورده‌اند. چرا ما در حوزه حکمت را رها کرده‌ايم. ما بايد به فقه اصيل خود برگرديم.

3638_resize.JPG

در ادامه دکتر آزاد سخنراني کرد. شاه‌بيت بحث او «شکاف ميان حوزه سياسي و حوزه اجتماعي» بود. او درباره اين مساله توضيح داد: حوزه اجتماعي به‌شدت فربه و متکثر شده است. انواع مسائل ازدواج سفيد و طلاق و... در اين حوزه وجود دارد و متاسفانه هيچ نقطه ثقل و تمرکزي ندارد و همه‌اش پراکنده است. حوزه سياسي يا با حوزه اجتماعي تعارض دارد يا از آن دور است و لذا هر جا حوزه سياسي در اجتماع دخالت مي‌کند نتيجه معکوس مي‌گيرد. چون منطق اين دو حوزه با هم متفاوت است. در حوزه اجتماع دچار بحران معنا شديم و حوزه سياسي اجازه ظهور يک نسل پارادايميک را نمي‌دهد.
او با انتقاد از وضعيت نهاد روحانيت گفت: امروز روحانيت متاسفانه از آن جايگاهي که داشته و مي‌بايست داشته باشد بيرون آمده بطوري‌که در شهري مثل تهران ديگر شاهد حضور و تردد روحانيت با لباس رسمي نيستيم و فرهنگ دينداري ميان نسل جوان کمرنگ شده است.
او با اشاره به سه حوزه سياسي، اجتماعي و اقتصادي گفت: حوادث امروزي ما به شدت به هم پيوسته است. 
بايد سه حوزه سياسي، اقتصادي و اجتماعي را با هم ديد. در حال حاضر زمينه و علل حوادث از حوزه اقتصادي برخاسته است اما نيروها و حرکات و اعتراضات در حوزه اجتماعي بروز پيدا کرده و راهکار حل مشکل و تدبير بايد در حوزه‌سياسي انجام شود.
آزاد ارمکي با اشاره به «تز دشمن» در جمهوري اسلامي گفت: من منتقد تز دشمن بودم ولي امروز به اين باور رسيدم که دشمن وجود دارد و سر ميز حضور دارد. امروز در عرصه رؤيايي روي با دشمن و تصميم گيرنده در قواي خودي و دشمن، در جامعه ايراني تنها تصميم‌گير، رهبري است و در جناح مقابل هم ترامپ قرار دارد و جناح‌ها و دستگاه‌هاي ديگر کاره‌اي نيستند.
او سه پيامد ممکن براي آينده انقلاب و خروج از وضعيت فعلي را برشمرد:
 1- تغييرات گسترده در سطح مديران کشور 
2- اغتشاشات و شورش‌هاي متکثر و پراکنده مردمي 
3- انقلاب عليه انقلاب

3655_resize.JPG

حجت الاسلام والمسلمين پارسانيا بحث خود را با موضوع فروپاشي حوزه نخبگاني سياسي و بازآفريني و خيزش حوزه اجتماعي مطرح کرد. او از دو شکاف اجتماعي در سه دهه اخير ياد کرد. يکي از اين دو شکاف مربوط به فاصله بين نخبگان، خواص و مديران سياسي و اجتماعي کشور با حوزه عمومي و مردم است و شکاف ديگر مربوط به فاصله بين نخبگان، خواص و مديران سياسي و اجتماعي با يکديگر است. به نظر پارسانيا هر کدام از اين دو شکاف در دوره‌هاي هشت‌ساله يا ده ساله خود را نشان داده‌اند، هر چند که اغلب تفسير درستي از آن‌ها نشده است.
او درباره انشقاق بين حوزه اجتماعي و عمومي با نخبگان سياسي گفت: در دوران جنگ شاهد فاصله‌اي کمتر بين اين دو حوزه هستيم نخستين انشقاق در اين حوزه در سال 71 در اعتراضاتي شکل گرفت که از کوي طلاب مشهد آغاز شد و سپس اين انشقاق به ترتيب در سه دوره هشت ساله يعني در سه مقطع انتخابات 76، 84 و 92 خود را نشان داد. در اين سه مقطع، مردم اعتراض خود را به نخبگان سياسي و الگوي مديريتي واحد آن‌ها، نشان دادند.
به اعتقاد پارسانيا شکاف دوّم، مربوط به نزاع بين نخبگان سياسي با يکديگر است. اين شکاف، در مقاطعي غير از انتخابات، يعني در حوادث سال 78 و 88 خود را نشان داد. حادثه سال‌78 از نوع حوادث مقاطع انتخابات نبود؛ يعني حادثه‌اي عمومي و فراگير نبود. اين حادثه مربوط به تهران، آن‌هم در ميانه شهر از کوي دانشگاه تا خيابان انقلاب بود. حادثه کاملاً نخبگاني و سياسي بود و کانون فرماندهي آن، برخي از معاونت‌هاي دولت و يا وزارت علوم بودند و هدف آن نيز عبور از خيابان جمهوري بود. حادثه سال‌88 نيز حادثه‌اي مربوط به شهرهاي بزرگ و بيشتر مربوط به بالاي شهر تهران بود و طرف‌هاي اين حادثه اين‌بار، سران و محورهاي اصلي مديريت کشور و نخبگان سياسي بودند.
پارسانيا گفت: نخبگان سياسي، اغلب به رقابت‌هاي مربوط به خود نظر داشته‌اند و مسائل روزمره زندگي مردم ما کمتر مسأله آن‌ها بوده است. آن‌ها متأسفانه هيچ‌گاه قرائت درستي از مقاومت‌هاي عمومي مردم در انتخابات‌هاي مکرر نکرده‌اند و مقاومت مردم نسبت به الگوهاي مديريتي خودشان را هزينه رقابت‌هاي سياسي‌شان کرده‌اند.
پارسانيا، حوادث جاري جامعه را با نوع حوادث سال 78 و 88 متفاوت دانست و گفت: اين حادثه مربوط حوزه نخبگاني کشور نيست و به حوزه عمومي جامعه باز‌مي‌گردد. اين حادثه مطالبه عمومي جامعه جامعه از الگوهاي مديريت ثابت و مستمري است که نزاع‌هاي سياسي نخبگاني نيز کمتر در آن تأثيرگذار بوده و هست.
پارسانيا در بخش دوم صحبت خود به علّت ناکارآمدي مديريتي کشور پرداخت و اين امر را ناشي از بي‌توجهي مديران به تفاوت دو عرصه سياست‌گذاري و خط‌مشي‌گذاري دانست و بر اين نکته تأکيد کرد که قانون اساسي به گونه‌اي است که اجازه استقرار سياست‌گذاري را به هيچ‌يک از قوا نمي‌دهد و حال آن که مديران کشور رقابت‌هاي قبيله‌اي خود را اغلب با ادبيات سياست‌گذارانه توجيه کرده و از اين افق به چالش با يکديگر مي‌پردازند. به‌زعم او نتيجه طبيعي اين وضعيت، غفلت از خط‌مشي‌گذاري و تدوين و اجراي سياست‌هاي اجرايي (و نه سياست‌هاي کلان) در عرصه مديريت و غفلت از مسائل جاري مردم است.
پارسانيا از نمونه‌هاي متعددي ياد کرد که بي‌توجهي مديران قواي مختلف را نسبت به خط‌مشي‌گذاري و دخالت‌هاي غيرقانوني و نارواي آنان را در عرصه سياستگذاري نشان مي‌دهد. او گفت: اين مدل از مديريت، آسيب واقعي و عيني خود را در حوزه عمومي وارد مي‌سازد و ساختار اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي حوزه عمومي را تخريب مي?کند و اينک خيزش عمومي مردم، اين مدل از مديريت اجتماعي را در معرض فروپاشي قرار مي‌دهد و فرصت مناسبي را براي تغيير و تحول بنيادين آن که به گونه‌اي رسوب‌کرده و سخت و درعين‌حال فرتوت است، ايجاد مي‌کند.

3580_resize.JPG

در ادامه دکتر افروغ بحث اختصاصي خود را درباره دوگانه‌ها و دوگانه‌نگري‌ها مطرح کرد. دوگانه‌هايي مانند نفس و بدن، فرهنگ و تمدن، حکمران و مردم. او مشکل اصلي را نبود نگاه ديالکتيک دانست و گفت: ما غافليم که اينها همگي به صورت دوطرفه با يکديگر ارتباط دارند. مثلاً حاکم خادم مردم است و مردم مخدوم هستند اما الان جاي يکديگر عوض شده است. روزي که انقلاب کرديم قرار شد خادم ملت باشيم، ولي برعکس شد. مردم قرار بود ارباب باشند اما فضا سياست‌زده شد، امنيت‌زده شد، همه‌چيز جنبه شخصي و عاطفي پيدا کرد. جامعه‌شناسي هم به‌جاي توجه به مردم و شناخت و تحليل مسائل واقعي مردم به کنش حرفه‌اي و صرفاً آکادميک روي آورده است. يکي ديگر از شکاف‌ها، شکاف بين حوزه نظر و عمل است. يکي ديگر از دوگانه‌نگري‌هايي که در جامعه ما وجود دارد بحث «‌فرهنگ و تمدن» است که ما به بهانه تمدن‌سازي روح انقلاب (فرهنگ) را فدا کرديم. امروز نظام سياسي ما قفل شده است و هيچ انبساطي ندارد.
او در تحليل اعتراضات اخير مردم گفت: امروز اين اعتراضات و تجمعات فقط رنگ و بوي اقتصادي و اجتماعي مي‌دهد. مردم به‌دنبال عدالت هستند، به دنبال برقراري عدالت اجتماعي‌اند. ما معناي ظرف و مظروف را درک نکرده‌ايم. نمي‌توان در ظرف رژيم پهلوي، مظروف انقلاب اسلامي را ريخت. انباشت سرمايه و برگشت به ظرف رژيم پهلوي مشکلات را يکي يکي رقم زد تا امروز که مردم و اعتراضات از متن جامعه در حال شکل‌گيري است. امروز مردم براي مطالبات حق خود، نيازمند توزيع عادلانه سرمايه هستند، شفاف‌سازي مي‌خواهند، عدالت واقعي را مي‌طلبند و خواستار بهبود معيشت خود هستند. اين اتفاقات و حوادث قابل پيش‌بيني بود. ما همان برنامه و سياست‌هاي دوره هاشمي را تکرار کرديم و دقيقاً همان اتفاقات و آشوب‌هاي دوره هاشمي الان هم اتفاق مي‌افتد. مشکل همان مصرف‌گرايي و مانور تجمل‌گرايي مسوولان است.
افروغ راهکارهايي را براي برون‌رفت از وضعيت فعلي ارائه داد: مسوولان نظام بايد در نظر و عمل شفاف باشند تا علاج کار شود. روحانيت بايد نظارت کند. بلوکه شدن قدرت، ثروت و منزلت آفت بزرگي است که امروز گرفتار آن شده‌ايم. بايد مردم به رسميت شناخته شوند و شعارهاي اول انقلاب جامعه عمل بپوشد. ما در حوزه‌هاي مختلف نيازمند حضور متخصصان و صاحب نظران و موضوع شناسان هستيم.    ما در قانون اساسي هيچ‌جا نداريم که مجلس خبرگان بايد فقيه باشند. در شرايط رهبري آمده است که اجتهاد مستمر و اين لازمه‌اش ديدن دو عنصر زمان و مکان است. ما نياز به اصلاح ساختاري داريم و مهم‌ترين اصلاح ساختاري هم مجلس خبرگان است. چقدر مي‌توانيم ادعا کنيم که اعضاي مجلس خبرگان کارشناس موضوع يا موضوع‌شناس هستند؟
افروغ تاکيد کرد که اگر اصلاحات ساختاري صورت نگيرد، انقلابي شکل خواهد گرفت که ديني نخواهد بود. او بيان کرد: امام فرمودند از آن يوم‌اللهي بترسيد که خداي نکرده شکل بگيرد و ما آن روز در آن انقلاب نباشيم، اين انقلاب اگر به دادش نرسيد شکل مي‌گيرد. انقلابي که ديگر فرصت را از شما مي‌گيرد و انقلاب ديگري را شاهد خواهيم بود. انقلابي که ديگر ديني نخواهد بود. به لحاظ هويت ديني مردم و عملکرد مسوولان، سازماندهي انقلاب بعدي ديگر با مسوولان نخواهد بود.



2012-2004 @ حقوق مطالب، تصاوير و طرح قالب براي سايت انجمن مطالعات اجتماعي حوزه علميه قم محفوظ است