نشريه

آثار - منابع

عضويت

ارتباط با ما

جستجو

  • اميرالمومنين(عليه السلام): «فضيلت وبرتري عمل به اخلاصي است که در آن است.»
  • اميرالمومنين(عليه السلام): «مومن سه نشانه دارد : راستي ،يقين و آرزوي کوتاه »
  • اميرالمومنين(عليه السلام): «هر کس که سخن خدا را راهنماي خود بگيرد ، به استوارترين راه ها هدايت مي شود نهج البلاغه خطبه 147»
  • اميرالمومنين(عليه السلام): « اگر خلوص داشته باشي به رستگاري مي رسي.»
  • اميرالمومنين(عليه السلام): « هر چيزي نيازمند عقل است و عقل نياز به ادب دارد.»

کانت اعتباري براي فراسوي ذهن انسان قائل نيست

به گزارش خبرنگار آيين و انديشه خبرگزاري فارس، حجت‌الاسلام حميد پارسانيا عضو هيأت علمي دانشگاه تهران در نشست فلسفه و علوم انساني که عصر امروز (سه‌شنبه 10 اسفند) در سالن شهيد مطهري دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار شد با اشاره به نقش فلسفه در علوم انساني گفت: مي‌خواهم ابتدا اين پرسش را درباره فلسفه داشته باشم که فيلسوف چه تفسيري از نسبت خودش با علم انساني مطرح مي‌کند، علم انساني چه تفسيري از تاريخي بودن ارائه مي‌دهد.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست «فلسفه و علوم انساني» عصر روز گذشته در تالار شهيد مطهري دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران با حضور حجت الاسلام حميد پارسانيا، عضو هيات علمي دانشگاه تهران و مهدي معين زاده، عضو هيات علمي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي برگزار شد.

پارسانيا در اين نشست درباره «نقش فلسفه در علوم انساني» و معين زاده درباره «فلسفه و تقويم ناحيه وجودي علوم انساني» سخنراني کرد.

معين زاده در ابتداي اين نشست گفت: در سخنراني امروز من هر جا که حرف از علوم انساني است ناظر به مناقشه علوم انساني مي باشد چرا که علوم انساني يک چيز دم دستي و حاضر و آماده نيست. ما حتي براي عنوان علوم انساني هم به توافق نرسيده ايم. عده اي آن را علوم اخلاقي يا علوم تاريخي، علم اعتبار، علم معنا و گاهي هم علوم اجتماعي ناميده اند. به همين دليل وقتي از علوم انساني ياد مي کنيم منظورمان مناقشه علوم انساني است.

وي افزود: بنده  مي خواهم توضيح دهم که فلسفه چطور در طول تاريخ، حوزه موضوعي علوم انساني را به لحاظ وجودي قوام داده است. هر تأملي در انديشه مغرب زمين بايد در ارتباط با علوم طبيعي سنجيده شود. بنابراين علوم انساني تا به امروز شکنجه زيادي را تحمل کرده تا بتواند خودش را از علوم طبيعي جدا و اعلام استقلال کند. علاوه بر اين فلسفه و فيلسوفان هم جا را براي علوم انساني و اوبژه آن يعني انسان باز کردند. در دوره مدرن اولين جوانه زدن علوم انساني و جدا کردن آن از بدنه معرفت را مي توان به هيوم نسبت داد. در نظريه ديلتاي هم طرحي مي بينيم که گويي انسان در قواره تاريخ مند، خودش را نشان مي دهد. بنابراين معلوم مي شود که علوم طبيعي به مسائلي مي پردازند که تاريخ مند نيستند ولي علوم انساني به مسائلي مي پردازند که ذاتا تاريخ مند هستند. انسان هم يک موجود تاريخ مند و موجود تاريخي يعني موجودي در حال شدن است و با توجه به چيزي که مي شود مي توان راجع به آن احکامي صادر کرد.

 عضو هيأت علمي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ادامه داد: تاريخ و تاريخ مندي يکي از قلمروهايي بود که به همت فيلسوفاني مثل ديلتاي کشف شد و گويي تمايزي در حوزه وجود ايجاد شد. در زبان آلماني بيلدونگ يعني شدن و ريشه آن در کلمه اي با عنوان BILD است؛ يعني وقتي شما مي خواهيد چيزي بشويد بايد حتماً تصوير و نسخه اي در ذهن خودتان داشته باشيد. تصوير اوليه هم  چيزي بود که در آن زمان فيلسوفان رمانتيک به آن پي بردند. هر علمي به موضوعي قائم است که اين موضوع خود يک قلمرو وجودي مي خواهد. معمولا هم اين قلمرو از پيش آماده نيست. قلمروي علوم انساني توسط فلسفه پيش کشيده شد و به عبارتي فلسفه براي جدا کردن قلمرو وجودي علوم انساني با علوم طبيعي تلاش بسياري کرد.

پس از معين زاده، حجت الاسلام پارسا نيا سخنراني خود را با اين سوال که فيلسوف چه تفسيري از خودش و نسبت با علوم انساني ارائه مي دهد، آغاز کرد و گفت: تعبير علم انساني را فارابي به کار برده است. او در عرصه علوم انساني تعابير صريحي دارد و مطرح مي کند که موضوعات، موجوداتي هستند که با اراده انساني ايجاد مي شوند. فارابي علوم انساني را در مقابل علوم نظري قرار داد. علوم نظري هم به سه دسته تقسيم مي شود؛ يک موجودي به اسم طبيعي که امتداد و حرکت دارد. دو عرصه اي از وجود که فارغ از امتداد است و مطلق مي باشد. سه، عرصه اي از علم به وجود که متافيزيک ناميده مي شود. علوم طبيعي قيد حرکت و اندازه دارند اما متافيزيک احکام مربوط به اصل وجود را بيان مي کند. متافيزيک آن سوي فيزيک و موجود است. از متافيزيک، رياضي و فيزيک برنمي آيد ولي علوم انساني فارغ از قواعد متافيزيک نيست به عبارتي مي توان گفت که متافيزيک يک علم اعلي و کلي است که ساير علوم در ذيل آن هستند.

وي افزود: اصولي که به عنوان مباني است متافيزيک را فراهم مي کند. يعني متافيزيک موضوع ساير علوم را تفسير مي کند و در صدر مي نشيند. متافيزيک با افق گشودن روي ساير علوم امکان به وجود آمدن علوم مختلف را تاييد يا نفي مي کند. به بياني افق ساير علوم به متافيزيک برمي گردد. در يک مقطعي از قرن نوزدهم با عرصه اي مواجه مي شويم که نسبت فلسفه با ساير علوم متحول مي شود و نوعي واژگوني رخ مي دهد. بر اساس ديدگاه پيشين، فلسفه نه تنها يک علم بلکه علم اعلا است. کنت فلسفه را مقابل علم تعريف کرد و علم را که تفسير مي کرد مي گفت علم يک دانش تجربي است، اما کانت مي گويد فلسفه، معرفتي نيست که وجودي را به ما نشان بدهد. به عقيده او فلسفه تاکنون عالم را نشان مي داده اما از امروز فقط مفاهيم ذهني را به ما نشان مي دهد و از آغاز هم فلسفه همين گونه بوده است. به عقيده او متافيزيک چيزي جز معرفت شناسي نبوده و نيست. همچنين کانت عقيده دارد متافيزيک جنبه استعلايي به معناي انساني دارد. در اين ميان هم کنت و هم کانت فلسفه را يک پديده علم اجتماعي مي دانند اما کنت ارتباط علم با فلسفه را به طور کلي باطل مي داند.

عضو هيات علمي دانشگاه تهران ادامه داد: در همين دوران ما نوعي رجوع به فلسفه داريم، البته فلسفه به معناي حوزه معرفتي ذهني سوبژکتيو که مي تواند ابژه علم باشد، منظورمان است. جلوتر که مي آييم مي دانيم که حوزه معنايي فلسفه که جنبه تاريخي داشت و سرکوب شده بود دوباره توسط افرادي مثل ويتگنشتاين تاييد مي شود.

پارسانيا در ادامه با اشاره به اينکه بر اساس تعريف کنتي و پوزيتيويستي از علم، فعاليت هاي دانشکده هنر، دانشکده حقوق و ... هيچ کدام علم نيستند، گفت: به عقيده کنت علم تعدادي گزاره و آگاهي و دانش آزمون پذير است. چيزهايي که ما مثلا در دانشکده هنر ياد مي گيريم نوعي گزاره هاي مهارتي، فرهنگ و انسانيت هستند که مبناي آنها جعل و وضع انسان است. البته توجه کنيد اينکه مي گوييم اينها علم نيستند قصدمان بي ارزش کردن شان نيست. بر اساس همين تعريف جاي فلسفه در دانشکده ادبيات است. فلسفه بخشي از مخلوق مصنوع انساني است که مي خواهد  علم را معني کند و دقيقا در همين جاست که نوعي واژگوني رخ مي دهد.

اين نشست با پرسش و پاسخ ميان حاضرين و سخنرانان به پايان رسيد.

#حميد پارسانيا #علوم انساني #فلسفه #کانت



2012-2004 @ حقوق مطالب، تصاوير و طرح قالب براي سايت انجمن مطالعات اجتماعي حوزه علميه قم محفوظ است