نشريه

آثار - منابع

عضويت

ارتباط با ما

جستجو

  • اميرالمومنين(عليه السلام): «فضيلت وبرتري عمل به اخلاصي است که در آن است.»
  • اميرالمومنين(عليه السلام): «مومن سه نشانه دارد : راستي ،يقين و آرزوي کوتاه »
  • اميرالمومنين(عليه السلام): «هر کس که سخن خدا را راهنماي خود بگيرد ، به استوارترين راه ها هدايت مي شود نهج البلاغه خطبه 147»
  • اميرالمومنين(عليه السلام): « اگر خلوص داشته باشي به رستگاري مي رسي.»
  • اميرالمومنين(عليه السلام): « هر چيزي نيازمند عقل است و عقل نياز به ادب دارد.»

انتشار شماره 2 نشريه مطالعات فرهنگي اجتماعي
نويسنده: مجموعه مقالات
ناشر: انجمن علمي مطالعات اجتماعي
طبقه بندي اثر: نشريه
موضوع:
صفحات: 100
سال نشر: 1394
شماره شابک: 000-000-000-000-0
نوبت چاپ: اول
توضيحات:

ملاحظاتي نظري در باب جامعه‌شناسي نهاد مسجد؛

ضرورت كاربست الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت براي فهم نهاد مسجد در جامعه ايران

سهيلا صادقي[1]

پويا دريس[2]

چكيده

اين مقاله با برجسته‌ساختن اهميت تاريخي نهاد مسجد در فضاي عمومي جامعه ايران و با تأكيد بر نقش مهم اين نهاد در تحولات سياسي منجر شونده به انقلاب سال 1357، ادعا مي‌كند كه در زمينه مطالعات جامعه‌شناختي نهاد مسجد، خلاء جدي وجود دارد. بر همين اساس، پرسش اصلي مقاله چنين است: چارچوب نظري مناسب براي مطالعه و تحليل نهاد مسجد به طور خاص، و فضاي عمومي جامعه ايران به طور عام، كدام است؟ در ادامه، مقاله با مروري بر ادبيات تحقيقاتي انگليسي‌زبان درباره نقش نهاد مسجد در انقلاب ايران، نشان مي‌دهد كه پيش‌فرض‌هاي اين مطالعات درباره نهاد‌هاي مذهبي جامعه ايران، متأثر از نظريه‌هاي غالب توسعه غربي و به ويژه، چارچوب‌هاي نظري «مدرنيزاسيون» و «ايدئولوژيك» هستند. سپس، مقاله با واكاوي نسبت ميان نظريه اجتماعي و نظريه توسعه، بحث مي‌كند كه ميراث گفتمان «استعمار»، نه تنها به جريان اصلي نظريه اجتماعي شكل بخشيده است، بلكه بر نظريه‌هاي توسعه نيز سايه مي‌افكند و آنها را از فهمِ انضمامي-تاريخيِ جوامعي كه در تكاپوي ِتوسعه‌ غيرغربي هستند، باز مي‌دارد. اين مقاله استدلال مي‌كند كه هرگونه تلاش براي خروج از ناكارآمديِ نظريه‌هاي توسعه‌ رايج در فهم تحولاتِ فضاي عمومي جوامع مسلمان و دست‌يابي به الگويي اسلامي- ايراني براي پيشرفت، نيازمند: الف) شناخت نظريه‌هاي توسعه غربي و برقراري گفت‌و گويي انتقادي با آنها و ب) تمركز بر نهادها و ظرفيت‌هاي مذهبي، فرهنگي و اجتماعيِ بومي است. مقاله پس از برشمردن برخي ويژگي‌هاي نظريِ الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت، پيشنهاد مي‌كند كه در چارچوب مفهومي چنين الگوي جايگزيني، پيش‌فرض‌هاي رايج درباره نهاد مسجد در ايران كه متأثر از گفتمان‌هاي مسلط توسعه غربي هستند، مي‌توانند اصلاح گردند و از اين رهگذر، به ما در مطالعه جامعه‌شناختيِ انضمامي- تاريخي اين نهاد ياري رسانند.

كليدواژه‌ها: مسجد، الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت، جامعه ايران


------------------------------------------------------------------


نظريه كنش انساني در انديشه استاد مطهري

حميد دهقانيان[3]

حسن خيري[4]

چكيده:

با توجه به نقش و اهميت تبيين كنش انساني در نظريه‌هاي علوم انساني در تعيين و تحليل مسائل فرد و جامعه و نيز دخالت پيش فرض‌هاي متافيزيكي در اين عرصه، پيدايش چنين نظريه‌اي را مي‌توان جزو نخستين گام‌هاي توليد علم در حيطه علوم انساني دانست. در اين ميان، با توجه به اهتمام جدي استاد مطهري (ره) پرداختن به مسائل علوم انساني و اجتماعي و نقد آثار بزرگان انديشه در عصر خويش، اين مقاله مي‌كوشد نظريه تبييني وي در باب كنش انسان را ارائه دهد. نتايج اين تحقيق نشان مي‌دهد كه از منظر وي در ذيل سلطه تفكر مادي و شناخت پوزيتيو، غفلت از اصل مهمي ‌به نام فطرت و ويژگي‌هاي آن، كه در نوع بشر يكسان بوده، نقص جدي انديشمندان علوم انساني و اجتماعي معاصر بوده است. او ضمن پذيرش آثار محيط اجتماعي و طبيعي در اعمال محدوديت براي تحقق كنش، به معرفي توانمندي‌هايي مانند شناخت و تعقل و نيز نيروي اراده و ابتكار در فطرت انساني مي‌پردازد كه اين توانمندي‌ها را عامل تحقق اراده بشر، با وجود اين محدوديت‌ها در شكل‌گيري كنش مي‌داند. او همچنين وجود سرمايه شناخت و گسترش آن را در بالا رفتن و توان گريز از جبر‌هاي محيطي و اجتماعي، الزامي معرفي مي‌كند.

كليدواژه‌ها: مطهري، جبر اجتماعي، فطرت، كنش.

 

 -------------------------------------------------------------- 


امور اعتباري در توحيدگرايي و تفسيرگرايي:

اعتباريات اجتماعي در انديشه علامه طباطبايي (ره)

ادريس راموز[5]

چكيده:

در ميان فيلسوفان معاصر اسلامي، علامه محمدحسين طباطبايي فيلسوفي است كه در زمينه‌هاي ابداع موضوع‌هاي جديد، پرورش شاگرد و تأليف كتب فلسفي، فعاليت چشمگيري داشته است.

نظريه اعتباريات، از ابتكارات علامه طباطبايي است كه آن را در بستر سنت فكري اسلامي- ايراني عرضه كرد. او اين نظريه را نخستين‌بار در رسائل سبعه ارائه داد و سپس تبيين و تحليل اين نظريه را در آثاري چون رساله الانسان في الدنيا، حاشيه بر كفايه، تفسير شريف الميزان و كتاب نهاية الحكمة، آورد.

در اين راستا علامه طباطبايي نظريه اعتباريات را در حوزه‌هاي متعددي چون علم النفس، حركت ارادي، معرفت‌شناسي، كلام، تفسير، فلسفه سياسي، فلسفه اجتماعي، معرفت‌شناسي اجتماعي، فلسفه حقوق، فلسفه فقه، انسان‌شناسي و اخلاق به كار گرفت.

در اين مقاله، سعي شده است ضمن توجه به مبادي هستي‌شناختي و معرفت‌شناختي علامه طباطبايي، مفاهيم، اقسام و خاستگاه نظريه اعتباريات شرح داده شود.

كليد واژه‌ها

واژگان كليدي: علامه طباطبايي، روش‌شناسي، نظريه اعتباريات، مفاهيم اعتباريات، اقسام اعتباريات، خاستگاه اعتباريات.


 ---------------------------------------------------------------------------- 


جذابيت در آيينه حكمت، از حكمت اسلامي تا حكمت هنر اسلامي؛ پژوهشي در باب الگوي جذابيت در پيام رساني هنري- ديني

سيد محمد حسين‌هاشميان[6]     

حوريه بزرگي[7]

چكيده

مسئله «جذابيت» در هر فرآيند ارتباطي، يكي از نخستين دغدغه‌هاي دو سوي ارتباط، يعني فرستنده و گيرنده پيام است. پيامي ‌كه واجد جذابيت باشد، تضمين كننده استمرار ارتباط و شكل‌گيري ارتباطي اثرگذار خواهد بود. هر ديني مبتني بر مباني انديشه اي خود، نظام ارتباطي خاصي را برمي‌گزيند و به تبع آن، شيوه‌ها و اهداف خاص در انتقال پيام تعيين مي‌شود. از اين‌رو، ماهيت و الگوي جذابيت در پيام رساني در هر نظام ارتباطي، متفاوت است و بسته به مباني انديشه اي آن مي‌توان تبيين كرد.

در مقاله حاضر تلاش شده است به مدد روش تحليلي توصيفي و با گزينش مبناي حكمت اسلامي، در بخش نخست ماهيت جذابيت تعيين گردد و در بخش دوم نيز مباني هنر ديني در قالب عناصر و روابط الگوي جذابيت مبتني بر حكمت اسلامي و حكمت هنر اسلامي ‌بازسازي شده است. هنرمند، اثر هنري و مخاطب، سه عنصر محوري اين الگو هستند.

نتايج پژوهش، حاكي از آن است كه ماهيت جذابيت، وصول به زيبايي و ادراك آن است، بنابراين امري متغير و داراي مراتب متفاوت است. به‌طور خاص در پيام رساني هنري ـ ديني، به ميزاني كه هنرمند بتواند مراتب بالاتري از زيبايي را در قالب امر محسوس به نمايش بگذارد، اثرش جذابيت بيشتري خواهد داشت در مقابل، مخاطب نيز به نسبت سعه وجودي خود، به‌ميزاني كه بتواند زيبايي حاصل از اثر هنري را ادراك كند، لذت بيشتري خواهد برد و در نتيجه، پيام براي او جذاب خواهد بود. در اين ميان، نوع مدينه، اعم از فاضله يا غير فاضله، يكي از علل مهم زمينه‌ساز در چگونگي و نوع خلق اثر هنري و ادراك آن است.

واژگان كليدي : جذابيت، پيام رساني هنري ـ ديني، مدينه فاضله و غير فاضله، مراتب نفس انساني.


-----------------------------------------------------------------------------


تحليلي اجتماعي اسلام از روابط همسايگي و كاركردهاي آن

حسن يوسف‌زاده[8]

چكيده

روابط همسايگي كه از آن به حسن همسايه‌داري تعبير مي‌شود، در اسلام از اهميت فراواني دارد و حتي يكي از شاخص‌هاي مهم دينداري نيز است. اين مقاله بر آن است با اشاره به جايگاه همسايه‌داري از نگاه اسلامي و حقوق همسايگان در قبال همديگر، كاركردهاي اجتماعي روابط همسايگي را از نقطه نظر جامعه‌شناختي بررسي كند. روابط همسايگي، افزون بر كاركردهاي اجتماعي بسيار مهم براي افراد و جامعه اسلامي، در برنامه‌ريزي‌ها و طراحي شهري نيز كاربردهاي فراواني دارد؛ براي نمونه همسايگي مي‌تواند مبناي طراحي محله‌هاي شهري قرار گيرد. برخي از كاركردهاي روابط همسايگي، به رعايت شرايط لازم در فضاي كالبدي طراحي محله‌ها بستگي دارد.

واژگان كليدي: همسايگي، حقوق همسايه، حسن همسايه‌داري، واحد همسايگي، كاركرد همسايگي.


 --------------------------------------------------------------------------------------- 


جايگاه دين در گفتمان طالبانيسم

سيد حسين شرف‌الدين[9][10]

 عليرضا حسني[10][12]

چكيده

طالبانيسم، يكي از جريان‌هاي معاصر و بسيار اثرگذار افغانستان است كه شعارها و مدعيات كلان اسلام‌خواهي داشته و دارد. با اين ‌حال رفتار عملي اين گروه، فاصله‌ زيادي با آن شعارها و ادعاها دارد. بررسي خاستگاه، ساختار، اهداف و عملكرد اين جريان، مي‌تواند ماهيت واقعي آن را آشكار سازد. طرح دعاوي و شعارهاي ديني و التزام صوري به ظواهر شريعت، همواره حجابي براي پنهان ماندن ماهيت واقعي اين جريان بوده است. مسئله اصلي نوشتار حاضر، جايگاه دين در گفتمان طالبانيسم است كه مي‌كوشد با استفاده از الگوي حصر منطقي در مناسبات دين و قدرت و رويكرد گفتماني لاكلا و موفه به عنوان چارچوب نظري، به اين مهم دست يابد. يافته‌هاي تحقيق، نشان از ماهيت قومي- قبيله‌اي اين گفتمان و اعتقاد به جايگاه برتر براي قبيله، قدرت، حاكميت و ارزش‌هاي آن نسبت به دين و شريعت دارد.

واژگان كليدي: دين، قدرت، تعامل، گفتمان، جريان، طالبانيسم، افغانستان.

 



[1] . دانشيار گروه جامعه شناسي دانشكده علوم اجتماعي تهران ssadeghi@ut.ac.ir

[2] . دانشجوي دكتري دانشكده علوم اجتماعي تهران  pouya.deris@gmail.comnhka[,d

[3] . دانشجوي دكتري جامعه‌شناسي، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه    hdehghanian@rihu.ac.ir                              

[4] .  استاديار دانشگاه آزاد اسلامي نراق و عضو انجمن مطالعات اجتماعي حوزه hassan.khairi@gmail.com

* دانشجوي دكتري جامعه‌شناسي نظري-فرهنگي، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه edris. ramooz@

[6] . استاديار گروه فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع) hashemi1401@gmail.com

[7] . دانشجوي كارشناسي ارشد علوم اجتماعي دانشگاه باقرالعلوم(ع)

[8] . استاديار پژوهشگاه علوم انساني جامعه المصطفي العالميه(ص).  usefzadeh.h@gmail.com

[9] .  استاديار مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) sharaf@qabas.net  

 [10] . كارشناسي‌ارشد جامعه‌شناسي hasani233@gmail.com

 

2012-2004 @ حقوق مطالب، تصاوير و طرح قالب براي سايت انجمن مطالعات اجتماعي حوزه علميه قم محفوظ است